مفهوم هنر ديني چيست؟

3217.jpgتعريف‌ دين‌: دين‌ عبارت‌ است‌ از مجموعه‌ ي گزاره‌ هايي‌ ساختارمند و هستي‌ شنـاسـانـه‌ در بـاب‌ جـهـان‌ و انسـان‌ ويك‌ سلسله‌ بايد و نبايدها و شايد و نشايدهايي‌ كه‌ از سوي هستـي‌ پرداز بـه‌ وسيلـه‌ انسـانـهـايـي‌ ويژه‌ براي تامين‌ كمال‌ و سعادت‌ بشر ابلاغ‌ شده‌ است‌ و بخشي‌ ديگر از دين‌ عبـارت‌ است‌ از مجموعـه‌ اي ازگزاره‌ هـايـي‌ دربـاره‌ حقـايق‌ تكوينـي‌، ‌ بـا نگرش‌ الـهـي‌ است‌ كـه‌ التزام قلبي‌ به‌ آنها سبب‌ كمـال‌ انسـان‌ مـي‌ شود.

ابعاد مختلف اديان:
1- تاريخ دين: هر دين و بويژه اديان ابراهيمي تاريخچه اي دارند كه اين سير زماني تاريخ دين را تشكيل مي دهد.
2- شريعت دين: هر دين و بويژه اديان ابراهيمي قوانيني و چارچوبهائي دارند كه شریعت دين را تشكيل مي دهد.
3- طريقت دين: هر دين و بويژه اديان ابراهيمي هنجارهائي دارند كه طريقت را تشكيل مي دهد.
4- حقيقت دين: تمامي اديان جوهره اي دارندو جوهره ي اديان ابراهيمي وجود خالقي حكيم و يگانگي اوست لذا توحيد و نگرش توحيدي جوهره دین است

تعريف‌ هنر: هنر عبارتست‌ از پديدآوري، بازآفرينـي‌ يـا بـاز نمـايـاندن‌ هر عين‌ يـا مـعنـي‌ بـه‌ نحوه‌ كمـال‌ مطلوب‌ آن‌. هنر پديدار كردن‌، نمـايش‌ يـا خلق‌ و ابداع‌ است‌، گـاهـي‌ نــه‌ آفرينش‌ ابتدايــي‌ بلكــه‌نوعي‌ بازآفريني‌ است‌ و گاهـي‌ بـاز نمـايـاندن‌ يك‌ حقيقت‌ است‌. در مجموع‌ هنر نوعـي‌ ابداع‌ و آفرينش‌است‌. ولـي‌ اين‌ آفرينش‌ و هر آنچــه‌ موضوع‌ اين‌ آفرينش‌ وخلقت‌ است‌، حقيقتـي‌ است‌ كـه‌ كمـال‌ مطلوبـي‌ دارد اگر آفريده‌ در حد كمــال‌ مطلوب‌ يــا در راستــا و درجهت‌ كمال‌ مطلوب‌ بازآفريني‌ شود هنرمندانـه‌ تر و كـار هنري تر است‌، آفريده‌ هر چـه‌ بـه‌ حقيقت‌ خودنزديكتر بـاشد، هنري تر است‌. پس‌زيبـايـي‌ چيزي جدا از كمـال‌ نيست‌.

نسبت میان دین و هنر: ميـان‌ دين‌ و هنر مجموعـه‌ منـاسبتـهـا و نسبتـ هـايـي‌ وجود دارد كـه‌ بسيار قابل‌ بحث‌ است‌.
1- منبع مشترک: هنر راستين‌ ودين‌ راستين‌ هر دو منشـا مـاورايـي‌ و اشراقـي‌ دارند. هنر راستين‌آن‌ است‌ كه‌ بـا پل‌ اشراق‌ بـه‌ كـانون‌ وحـي‌ متصل‌ شود، دين‌ نيز از همـان‌ كـانون‌ نشـات‌ گرفتـه‌ است‌ازاين‌ همگونيها نيز نتيجـه‌ مـي‌ گيريم‌ كـه‌ هنر اگر هنر راستين‌ بـاشد هرگز ممنوع‌ و محرم‌ نيست‌. دين‌ وهنر هر دو حقيقـي‌ هستند، نـه‌ دين‌ نوعـي‌ اسطوره‌، سنت‌، دريـافت‌ و تجربـه‌ ي شخصـي‌ است‌ و نــه‌ هنراعتباري و خيالي‌، چنـانچـه‌ گفتـه‌ شد دين‌ بـه‌ كـانون‌ وحـي‌ و آگـاهـي‌ در هستـي‌ متصل‌ است‌ و هنر نيزخيال‌ و اعتبار و عاطفه‌ نيست‌.
2- فطری بودن: هنر و دين‌ هر دو از جنس‌ نيازهاي فطري و روحاني‌ انسان‌ و سازگار با فطرت‌ انسانند، هنري كـه‌ حس‌ و طبيـعت‌ انسـانـي‌ را اشبـاع‌ كند هنر صنـعـي‌ و دنيوي است‌ و هنري كــه‌ روح‌ فطرت‌ را سيراب‌ مــي‌ كند. هنر فطري و قدســـي‌ است که هنر دینی از این نوع و از این جنس می باشد‌.
3- پاسخگو بودن به نیاز های اساسی انسان: دين‌ و هنر نيـــازهـــاي فطرت‌ و روح‌ را پـــاســـخ‌ مــــي‌ دهند و هر دو همزاد وهمزيست‌ انسانند. هر دو به‌ زبان‌ فطرت‌ سخن‌ مي‌ گويند .

گونه هاي اصلي هنر ديني: برخلاف انتظار ما تنها يك نوع هنر ديني وجود ندارد و حداقل چهار گونه ي اصلي اثر هنري ديني را مي توانيم شناسائي كنيم كه به ترتيب عبارتند از:
1- هنر ديني تاريخمدار:اثر هنري بر اساس تمركز بر بعد تاريخي دين و محور قرار دادن تاريخ ديني
رويكرد نسبت به تاريخ و مسائل تاريخي هر ديني از دير باز مورد توجه هنرمندان بوده اما اين رويكرد مي تواند تائيد كننده و يا منتقد انه باشد.بنابراين اين گونه آثار در بيشتر موارد و بخصوص در جهان غرب برخوردي سطحي با مقوله ي دين دارند و تنها از ماجرا و يا شخصيتي كه در تاريخ دين وجود دارد بهره مي برند اين آثار حتي ممكن است جوهره اي بي تفاوت به دين و يا حتي ضد دين داشته باشند:
مثال: فيلم و سينما:سامسون و دليله- ده فرمان- آهنگ برنادت
ادبيات: داستان راستان- رمان استر- بيست و سه سال- آيات شيطاني(كه هر دو بشدت ضد دين هستند)
2- هنر ديني شريعتمدار: اثر هنري بر اساس تمركز بر شريعت دين و محور قرار دادن شريعت ديني .اين گونه آثار هنري را مي توان آثار مذهبي ناميد.
مثال: فيلم: توبه نصوح-
ادبيات: داستان راستان
3- هنر ديني طريقتمدار:اثر هنري بر اساس تمركز بر طريقت دين و محور قرار دادن طريقت ديني- اين گونه آثار را مي توان آثار عرفاني هم ناميد
فيلم و سينما: گاهي به اسمان نگاه كن-هامون- پري
4- هنر ديني حقيقت جو:اثر هنري بر اساس تمركز بر حقيقت دين و محور قرار دادن حقيقت ديني اين گونه آثار را ميتوان آثار معناگرا نيز ناميد

2-چگونه ميتوان در برنامه هاي حوزه هنري هنر ديني را محقق نمود؟
براي برنامه ريزي صحيح در نظر گرفتن استراتژي فرهنگي- مخاطب شناسي و توجه به هنر كاربردي و مخاطب گرا الزامي بنظر ميرسد.
الف: توجه به نكات كلي و توجه به آسيب شناسي هنر در ايران:
1- اختلاف در گفتمان: گفتمان رايج در مديريت كلان هنري (هنر ديني) در بین هنرمندان نهادینه نشده یا اساسا مورد پذیرش قرار نگرفته است و آنچه كه تحت اين عنوان توليد مي شوداغلب بدليل خالصانه نبودن تاثير گذاري اندكي دارد
2- سياسي بودن فضاي هنري:سايه افكندن فضاي سياسي بر مديريت هنري
3- عدم ارتباط ارگانيك سازمان ها و نهادهاي هنري: دستگاهها و نهاد هاي فرهنگي وهنري كه گاه تاثير كارهاي يكديگر را خنثي مي كنند
4- اختلاف هنجاري و عرفي: شكاف و گاه گسست بين عرف هنري و عرف هنري كه گاهي اين شكاف بين عرف هنري و عرف معمول جامعه ظهور پيدا ميكند
5- بحران مخاطب: مخاطب آ"ثار و محصولات هنري معمولا" جامعه دي هنري است نه عامه ي مردم.
6- سياست گذاري جهت دار: برنامه هاي كلان فرهنگي و سياستگذاري هنري در جامعه جهت دار هستند كه اين امر موجب عدم مشاركت اكثريت جامعه و نارضايتي اقشاري ميشود كه با اين سياست ها هماهنگ نيستند
7- حمايت گلخانه اي: بدليل جهت دار بودن سياستگذاري هاي فرهنگي و هنري هنرمنداني كه با اين جريان همسو نيستند از گردونه ي رقابت خارج مي شوند و در عوض هنرمنداني كه با سياست ها ي كلان مشكلي ندارد مورد حمايت نهادهاي دولتي قرار ميگيرند و نيازي به رقابت در خود احساس نمي كند و به همين دليل از رشد باز مي ماند بنابراين عدم رقابت هر دو گروه را صدمه ميزند و مانع رشد ان ها ميشود.
8- نگاه غير تخصصي به هنر: وجود دستگاهها و سازمان هائي كه مديريت فرهنگي انها فاقد نگاه تخصصي به هنر است اما از فعاليت هاي هنري حمايت مي كنند در نهايت حجمي از آثار كم محتوا و كم و بيش ضعيف را توليد خواهند كرد كه اين موج از آثار هنري كم و ميان مايه در مجموع به دلزدگي مخاطب منجر خواهد شد و بحران مخاطب را تقويت خواهد كرد.(سازمان ها و نهاد هائي مانند: دانشگاه- بسيج- سپاه-بهزيستي- بنياد حفظ آثار - شهرداري و...)
9- موارد1 -2-8-6و7 موجب گسترش كمي جشنواره هاي موضوعي با اشكال تكراري مي شود كه اين نيز به تنزل كيفيت آثار هنري منجر خواهد شد.
10- نهاد هاي آموزشي هنر آسيب هاي جدي دارند
11- كمرنگ شدن نقش نهادهاي فرهنگي سنتي (مساجد)در چنبره ي زندگي معاصر
12- تاثير پذيري بيش از حد و افراطي جامعه ي هنري از تفكرات غير اصيل غربي

راهكار هاي پيشنهادي:
1- مخاطب شناسي و توجه به نقش مصرف كننده در چرخه ي توليد آثار و محصولات هنري(اقتصاد هنر و صنعت هنر)
2- نگاه تخصصي در مديريت هنر و فرهنگ
3- ايجاد فضاي رقابتي (سالم و عادلانه)
4- كاهش فشار اتمسفر سياسي بر هنر
5- توقف حمايت گلخانه اي و استفاده از حمايت آموزشي و غني سازي
6- تدوين نظام فرهنگي براي رفع كاركرد جزيره اي نهادها و بازيابي نقش نهادهاي فرهنگي سنتي

شناخت هنر ديني:
1- توجه داشته باشيد كه چهار گونه ي اصلي هنر ديني وجود دارد
2- توجه داشته باشيم كه برنامه ها را مخاطب شناسي كنيم
3- توجه داشته باشيم كه ازبيان مستقيم (به استثناي كودكا ن رده ي سني الف و ب)اجتناب كنيم
4- توجه داشته باشيم كه آثار ديني حقيقت جو مي توانند تاثيرات مثبتي داشته باشند.
5- توجه داشته باشيم كه جشنواره زدگي بويژه جشنواره هاي موضوعي و سفارشي چه تاثيرات دوگانه اي دارند(مفيد و مضر)
6- توجه داشته باشيم كه سياست هاي كلان فرهنگي ما به گونه اي تنظيم شود كه محصولات فرهنگي هنري در سبد خانوار قرار گيرد و نيازي به تزريق داروي فرهنگي به كالبدجامعه نداشته باشيم

تدوين استراتژي مناسب:
1- استراتژي كوتاه مدت:
هدف: رواج مظاهر دين و دين گرائي در جامعه
تمركز: ديدگاه جامعه نسبت به دين- شناخت دين توسط مردم
نمونه برنامه ها:بيان مستقيم آموزه هاي مذهبي- موضوع قرار دادن مسائل مذهبي-ساخت و توليد آثار هنري هدفمند با موضوعات ديني مانند:سريال هاي تاريخي- مذهبي- ادبيات تاريخي- مذهبي-جشنواره هاي موضوعي و هدفمند-
2- استراتژي ميان مدت:
هدف: رواج مظاهر دين و دين گرائي در جامعه + تقويت دين گرائي جامعه
تمركز: بيان غير مستقيم و مستقيم آموزه ها و انديشه هاي مذهبي - هنجارها و رفتار افراد جامعه- دروني شدن فرهنگ دين مدار در افراد جامعه- برگزاري جشنواره هاي غير موضوعي اما در نظر گرفتن بخش وِيژه(محور اصلي جشنواره)
حمايت از تشكيل گروههاي "علاقه ي ويژه" (special interest group) و تقويت اين گروههاي هنري خودجوش- ايجاد زير ساخت هاي مناسب براي گسترش هنر و ديدگاه هنري جامعه(مانند: فرهنگسرا ها- محله هاي فرهنگ محور- تقويت محلات مسجد محور و...)گسترش كمي براي نيل به ارتقائ كيفي جامعه
نمونه برنامه ها:
3- استراتژي دراز مدت:
هدف:تعميق انديشه هاي ديني- رواج مظاهر دين و دين گرائي در جامعه + تقويت دين گرائي جامعه
تمركز: كمال گرائي جامعه- فرهيختگي انسان ها- گسترش هنر مخاطب گرا
نمونه برنامه ها: موضوع قرار دادن مسائل و مناسبات انساني اما محور قرار دادن حقيقت هستي پرهيز از بيان مستقیم آموزه هاي مذهبي- حقيقت جوئي- تقويت حمايت هاي لازم براي توليد آثار و محصولات هنري معناگرا- كاهش بروكراسي براي روان شدن چرخه ي توليد.

بیژن کیا

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید