شکرانه

دو توانگر و یک فقیر با هم به حج رفتند.

توانگر اول چون دست در حلقهٔ کعبه زد، گفت: خدایا به شکرانهٔ آن که مرا اینجا آوردی، بلبان و بنفشه را از مال خود آزاد کردم.

توانگر دوم چون حلقه بگرفت، گفت: بدین شکرانه، مبارک و سنقر را آزاد کردم.

مرد فقیر چون حلقه بگرفت، گفت: خدایا تو می‌دانی که من نه بلبان دارم و نه سنقر و نه بنفشه و نه مبارک؛ بدین شکرانه، همسرم را از خود به سه طلاق آزاد کردم.

عبید زاکانی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید