شعر خوشحال!!

3245.jpgیکنفر وقتِ کار، می خندید
از غم روزگار می خندید

گریه می کرد مَرد بی مایه
مرد سرمایه دار می خندید

خواب دیدم که بعدِ تدفینم
همسرم بر مزار می خندید!

آن زمانی که « ریزعلی » شد لخت
یکنفر در قطار می خندید!

داخل مترو جمعه شب دیدم
آدمی در فشار می خندید

یکنفر کرد اختلاس و سپس
در زمان فرار می خندید!

توی آلودگی زنی جان داد
خانم « ابتکار » می خندید!

افتخارم سرودن است و زنم
هی به این افتخار می خندید!

امیرحسین خوش حال

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید