تحليل امام (قدس سره) از دو فيلم سينمايى‏

2711.jpgدكتر صادق طباطبايى در گفت‏وگويى ضمن روايت خاطرات خود با امام خمينى (ره) در قبل از انقلاب، درباره حوادث نوفل‏لوشاتو، خاطراتى بيان كرد، از جمله گفت: افق ديد يك فقيه در آراى او خيلى نقش دارد. البته امام در عراق هم برخلاف محيط آنجا افكار مترقى‏اى داشتند. ايشان تمام كتاب‏هاى دكتر شريعتى را در نجف خوانده بودند و من درباره آن‏ها با ايشان گفت‏وگو كرده بودم. حتى بنده فيلم‏هاى سينمايى كه ديده بودم را براى ايشان تعريف مى‏كردم. مثلًا يك‏بار يك فيلم تخيلى ديده بودم كه‏ در آن دو خلبان مسير را گم مى‏كنند و به منطقه‏اى مى‏رسند كه انسان‏هاى بدوى در آن زندگى مى‏كردند. يكى از خلبان‏ها بطرى خالى كوكاكولاى خود را بيرون مى‏اندازد اهالى آن منطقه هم تاكنون بطرى و شيشه نديده بودند لذا خيلى روى آن بررسى مى‏كنند و هر كس براى ديدن آن به ديگرى فشار مى‏آورد و در نتيجه دوستى و صميميت ميان آنان به دليل همين ميل به تصاحب بيشتر مى‏رفت تا خدشه‏دار شود كه بطرى را تحويل ريش‏سفيد قبيله مى‏دهند. او هم بعد از اينكه از آن سر در نمى‏آورد مى‏گويد گرچه ممكن است اين يك هديه الهى باشد خصوصاً كه از آسمان آمده اما الان ثبات قبيله مرا به هم ريخته است پس به يك بلاى آسمانى بيشتر شبيه است و لذا شب به بالاى تپه‏اى مى‏رود و رو به خداوند مى‏گويد كه اين هديه‏ات را به تو برمى‏گردانيم شايد قبيله من هنوز لياقت دريافت آن را ندارند و سپس آن را به بالا پرت مى‏كند. يك فيلم تخيلى ديگر هم كه باز براى ايشان نقل كردم اين بود كه دادگاهى مجرمى را محكوم به تبعيد به كره ماه مى‏كند. هنگامى‏كه مى‏خواهند او را سوار بر سفينه مخصوص كنند اصرار مى‏كند رفيقه‏اش را با خودش ببرد اما مجرى حكم مخالفت مى‏كند. و مجرم محكوم مى‏گويد كه زندان انفرادى خلاف حقوق بشر است تا اينكه مجرى حكم نزد قاضى مى‏رود. قاضى مى‏گويد كه نمى‏تواند رفيقه‏اش را با خودش ببرد اما هر زنى ديگر غير از رفيقه‏اش را با ويژگى‏هاى مورد نظرش مى‏توانيد با او اعزام كنيد. مجرم محكوم مشخصات زن ايده‏آل خود را مى‏گويد و آن‏ها نيز كسى را با آن مشخصات با او همراه مى‏كنند. 6 ماه بعد كه مدت حبسش تمام مى‏شود، مجرى حكم به كره ماه مى‏رود تا مرد را برگرداند اما او مى‏گويد كه آن زن هم بايد همراهم برگردد اما مأمور مى‏گويد كه چنين اجازه‏اى ندارد وانگهى سفينه مى‏تواند فقط يك نفر را برگرداند. مجرى حكم وقتى با سرسختى آن مرد مواجه مى‏شود كه حاضر نيست بدون همدمش كه به او عادت كرده است به زمين بازگردد با اسلحه چند گلوله به آن زن شليك مى‏كند به محض اينكه چهار يا پنج تير به او اصابت مى‏كند بدنش متلاشى مى‏شود و تعدادى ترانزيستور و سيم و پيچ و مودم و ... از او بر جاى مى‏ماند. مشخص مى‏شود كه آن زن ساختگى بوده است. امام در باره فيلم اولى گفتند كه آن ريش‏سفيد شايد طور ديگرى مى‏توانست با آن بطرى رفتار كند اما پيداست كه خودش هم اسير منيت بوده است اما در هر حال بر آن منيت غلبه كرده كه آن را به خدا برگردانده است. اما اگر واقعاً فكر مى‏كرد كه آن بطرى يك مائده آسمانى بوده حتماً خيرى در آن نهفته بوده و نبايد مخالفت مى‏كرد و مى‏كوشيد مردم را به صلح و صفا دعوت كند. در باره فيلم دوم هم گفتند كه پيداست آن مجرم ديد شهوانى داشته و قاضى هم نگاه شهوانى او را ارضا كرده است.
امام علاوه بر رمان شوهر آهوخانم، نوشته على محمد افغانى، رمان‏هاى زياد ديگرى هم خوانده بودند كه من دقيقاً به خاطر ندارم‏

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید