افضل الساعات!

1948.jpgهمه بچه ها داخل چادر جمع شده بودند و یک سره میگفتند و میخندیدند. هر کس جمله جالبی میگفت تا بچه ها را شاد کند. یکی از بچه ها اصلا حواسش به صحبت های ما نبود؛ فکرش جای دیگری بود. ساکت و آرام گوشه ای به کوله پشتی اش تکیه داده بود و با خودش فکر میکرد. برای اینکه از این حالت بیرون بیاید، هر کس چیزی به او میگفت اما او اصلا به حرفهای کسی توجه نمی کرد.

یک دفعه رو به جمع کرد و گفت: «شوخی دیگه بسه! اگه خیلی باهوشید به سوال من جواب بدید».همه جا خورده بودیم. از آن آدم ساکت، این نوع صحبت کردن بعید بود. گفت: «به جای این حرفهای بیهوده بگید افضل الساعات (بهترین ساعات) کدام است؟» پچ پچ بچه ها بلند شد. همه به هم نگاه می کردیم. سوال خیلی جدی بود. یکی از بچه ها گفت: «قبل از اذان صبح و در دل نیمه شب». گفت: «نخیر!» دیگری گفت: «ببخشید! به نظر من اذان و وقت نماز صبح افضل الساعات است». گفت: «نخیر برادر!».

هر کدام ساعتی خاص را بر اساس شنیده ها و معلومات دینی اش میگفت. تقریبا نیم ساعتی از شروع بحث گذشته بود و هر کس چیزی میگفت و جواب او هم چنان نه بود. بچه ها با کمی دلخوری گفتند: «آقا! ما نمیدانیم. شما که با سوادید بفرمایید جواب چیست». گفت: «از نظر بنده بهترین ساعت ها، ساعتی است که ساخت وطن باشد و دست «کوارتز»، «سیتی زن» و «سیکو» را از پشت ببندد!» با خنده از جایش بلند شد و رفت بیرون. فکر نمیکردیم یک بچه آرام نیم ساعت همه را سرکار بگذارد.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید