احوال موسیقی

2899.jpgاندر احوال موسیقی
حکم شرعی کاربردهای موسیقی چیست؟معنای لغوی موسیقی در فرهنگ لغت چیست؟منابع دینی چه بیانی درباره موسیقی دارند؟
موضوع موسیقی چیست؟فتوای درباره موسیقی چگونه است؟ برخورد محتاطانه یا قاطعانه؟غنا چیست؟ مفاهیمی مانند لهب و لعو در کجاها مصداق پیدا می کند؟ موسیقی مطرب چیست؟ آیا اصل موسیقی از شیطان است؟ آیا ابتذال فنی و هنری غیر ابتذال شرعی است؟
آیا در حرمت یا حلیت فرقی بین نوازندگی و خوانندگی وجود دارد؟آیا موسیقی درمانی وجود دارد؟ و آیا موسیقی به تعالی انسان کمک می کند؟ آیا می توان با هنر (موسیقی) تعالی بیشتری در دین ایجاد کرد؟ آیا می شود با پخش موسیقی حرام (مبتذل) برای تهییج افکارعمومی و ایجاد انگیزه، کار فرهنگی دینی کرد؟ آیا می شود از یک مقدمه حرام به نتیجه حلال رسید؟آیا می توان هر کسی از پیش خود معنایی برای این مفاهیم در نظر گرفته و بر اساس آن عمل کند و آن را .جکم شرعی قلمداد کند یا باید از هر صدای موزون و خوش آهنگی پرهیز کرد؟

نگاه برون دینی:
موسیقی در لغت به معنای صدای خوش با لحن دلنشین است. الف) به اصوات و نغمات موزون و متناسب از طبیعت مانند صدای آهسته برگ ها و یا از حنجره حیوانات مانند آواز خوش برخی حیوانات.ب) به صدایی که از نواختن آلات موسیقی تولید می شود.ج) به صدایی که از نواختن آلات موسیقی تولید می شود
موسیقی ها خود از moosika یونانی یا musika لاتینی است که ریشه ی آن mosa یا misse می باشد که نام یکی از 9 رب النوع الساطری یونان و حامی هنرهای زیباست. .
مو در لغت یعنی هوا و سیقی به معنای گره است. یعنی موسیقی دان به واسطه ظرافت کار گویی هوا را گره می زنند، پی موسیقی جز ارتعاشات امواج هوا چیز دیگری نیست. موسیقی در لغت یونانی به معنی لحن است و بعضی آن را مرکب از «موسی» و «قی» می دانند که موسی در لغت یونانی نغمه و سرود و قی را موزون و دلپسند می دانند.رکن اساسی موسیقی، صوت و صدا (ریتم و توالی ضرب آهنگ) است.

موسیقی در تقسیم بندی علوم:
از شعب علم ریاضی است که با دقت و محاسبه و اندازه گیری سروکار دارد، هنر دقیقی است که دارای هفت دستگاه که هر یک دارای فراز و فرود است، لذا چون ساختاری دارای نظم است، آنرا پایه های الهی می دانند.
کتابهای مقدس زرتشتیان ، برهمایی ها و تورات، اولین مدرک موسیقی اند هرگاه حضرت داود علیه السّلام زبور مى‏خواند، سباع و وحوش از منازل بیرون آمده استماع مى‏نمودند و طیور از نغمات جان فزایش مضطرب گشته خود را از هول بر زمین افکندى.
پیامبر (ص): «حسنوا القرآن باصواتکم فان الصوت الحسن یزید القرآن حسنا» حضرت علی بن الحسین (ع) قرائت (قرآن) می نمود، پس چه بسا عابری بر او می گذشت و از نیکویی صدای قرائتش به حالت صعقه و بیهوشی می افتاد. هر آینه اگر «امام» از این موضوع (قرائت خوش) چیزی اظهار کند، به جهت نیکوئی اش، مردم را تاب تحمل شنیدن نیست امام صادق (ع): «ما بعث الله نبیاً الا بحسن الصوت.»

تحلیل ها و رویکردها به مقوله موسیقی:
1- مطالعات روان شناسانه نشان داده است که موسیقی می تواند تأثیرات مثبت و گاه بسیاری از فشارها، اضطراب ها و آشفتگی ها و عقده های روانی را کاهش دهد. موسیقی هنری برای بیان و تسکین فشارهای درونی است.موسیقی درمانی را یکی از روش های روان درمانی برای حل مشکلات روانی بکار می برند.

2- بعضی موسیقی ها صرفاً برای تحریک شهوت و بر انگیختن گرایش های مادی و حیوانی تولید و مصرف می شود که انسان را چنان به اعصاب در گیر می کند که شخص ناخود آگاه می گرید یا افراطی می خندد و اعضاء و جوارح خود را بدون اختیار به حرکت در می آورد.

3- بعضی موسیقی برای تهییج احساسات معنوی و متعالی بکار برده می شوند. مانند موسیقی هایی برای ایجاد روح حماسی که موجب غلیان قوت قلب و ایثار و جانفشانی او در میدان نبرد می شود.

4- بعضی معتقدند که موسیقی باعث رشد گیاهان و حیوانات و افزایش بازدهی محصولات کشاورزی و دامپروری می شود این بحث مورد تشکیک فراوان قرار گرفته است. مانند موسیقی راندن شتران در صحرای خشک و سوزان حجاز و نیاز اجتناب ناپذیر به شتر به عنوان مرکب و راهور.

دور نما:
آیا می توان موسیقی را به دو قسمت الف) متعالی و مفید ب) مبتذل و بیهوده تقسیم کرد؟

الف) موسیقی متعالی و مفید؛ موسیقی که احساسات متعالی در شنونده ایجاد کند و باعث یاد خدا و اطاعت از او و دینداری گشته و سبب دوری گناه شود و در حدّ ضعیف تر از نتایج سوء اخلاقی منزّه باشد و نتایج دینی داشته باشد. مانند کاهش رنج خستگی، معالجه امراض و کاهش فشارهای عصبی و ...

ب) موسیقی مبتذل و بیهوده؛ موسیقی که اثار سوء اخروی که با اهداف دین در تضاد و ناسازگاری است و انسان را به گناه تشویق و ترغیب می کند و در حدّ پایین تر موسیقی ای بیهوده است که موجب ضرر دنیوی مانند گرایش به پوچی و بطالت شود.
این تقسیم بندی شامل موارد موسیقی سنتی یا موسیقی مدرن، غربی و شرقی می شود و در کلیات فرقی در اثبات پسندیده و غیر پسندیده بودن آن نیست.

ضرر های دنیوی تجربی موسیقی:
مرضهای جسمی موسیقی مانند اختلال و ضعف اعصاب، سکته قلبی، اختلال دستگاه گوارش، ایجاد فشار خون بالا، آسیب دیدن نوزاد در رحم مادر، خودکشی، مریض شدن مغر، فساد اخلاقی و ...
دکتر ولف آدلر پروفسور دانشگاه کلمبیا؛ بهترین و دلشکسته ترین نواهای موسیقی، شومترین آثار را روی سلسله اعصاب باقی می گزارد.
نوازندگان مانند بتهون، روبرت شمان، موریس راول، باخ مندلسن و ... دارای بیماری های عصبی بودند.
اشارد دکتر موسیقی دان مشهور می گوید: تندرست نیستم، دستگاه اعصابم از ضعف درون افزون مرا آسوده نمی گذارد. خیلی نگران و تنها هستم. بیشتر دلم میخواهد بمیرم.
بتهون می گوید: شما ای مردمانی که مرا تندخو و دیوانه می پندارید و از اجتماع گریزان می خوانید، ازینکه نسبت به من بدبین هستید بسیار دلگیر و زجر می کشم. برای من رفت و آمد در مجامع عمومی و همه جور خوشی های دیگر ممنوع شده است. من باید مثل مطرود زندگی کنم. به راستی زندگی من پر اندوه می باشد. من اکنون برای همیشه به انتظار زمانی را می کشم که زندگی من به انتها رسد و ریشه حیاتم پاره شد.
بتهون به پریشان فکری، بدبینی به جامعه، اختلالات عصبی و دیوانگی مبتلا بود بولدن به اختلالات عصبی، ناراحتی های روحی و روانی و دیوانگی و شمان به بیماری های عصبی، فلج انگشتان، کوری، ضعف سامعی و دیوانگی و بعد خود را در رودخانه راین انداخت و خودکشی کرد.دوکوینسی به ضعف اعصاب، افسردگی، ناکامی و مندلسن به اختلالات روحی و عصبی و تندخویی، دووارک به دام ضعف اعصاب، جنون، فلاکت گرفتار شدئباخ به ضعف اعصاب، اختلالات هواس، تند مزاجی و کوری. راول به اغتشاشات فکریو بدبینی به جامعه و کوری.
مورزات به لا قیدی، پریشانی فکری و شهوترانی وپاگانی نی به اختلال مزاج، ناراحتی روحی و نانی به ضعف قوای روحی، فریدمان به ناراحتی عصبی و عیاشی، شاپیرو به آلام روحی و بوکرینی به پریشانی فکری و بدبختی مبتلا بودند.

منافع موسیقی:
فیثاغورث می گوید: ادوار اجرام آسمانی و فواصل آنها از یکدیگر بنابر قوانین و مناسبات توازن موسیقی تعیین می شود و آدمی نیز به عنوان موجودی در جهان در نسبت با این نغمات قرار می گیرد و با آهنگ جهان آشنا می شود و نواهای موسیقی را به پیدایی می آورد.
فارابی در رساله اخوان الصفات می گوید: از آن رو که کرات سماوی در گردش اند و ستارگان نیز حرکتی دارند نواهای موسیقی را پدید می آورند واین چنین است که به زبان خود، خداوند را تجلیل می کنند و ارواح و فرشتگان را به وجد و شادمانی می آورند.همان گونه که روح ها در قالب جسمانی از آهنگ های شیرین مسرور می گردد و اندوه را فراموش می کند و از آنجایی که این آهنگ ها انعکاس از موسیقی علوی است روضه رضوان را به یاد می آورد که ارواح با چه حالات وجد و سرور در آنجا زیست می کنند واز همین روست که ارواح شیفته آنند که بدانجا پرگشوده تا به اقران خود وصول یابند.
مولانا می سراید: پیش من آوازت آواز خداست عشق از معشوق حاشا کی جداست
پس حکیمان گفته اند این لحن ها از ادوار چرخ نگریفتیم ما
ما همه اجزای آدم بوده ایم در بهشت آن لحن ها بشنوده ایم
گرچه برما ریخت آب و گل شکی یادمان آید از آنها اندکی
آتش عشق از نواها گشت حیز آن چنان که آتش آن چون ریز

آیت الله خامنه ای می فرماید: آن چیزی که در اسلام حرام است، غنا است. آنچه حرام است، نوعی از موسیقی است که غنا می باشد. علت این است که نظرات مختلف آن است که ما در غنا آیات و روایات صریحی که حدود مفهوم غنا را مشخص کند، نداریم. از این رو استنباط فقهی از غنا متفاوت است.موسیقی را می توان هم در جهت ابتذال و هرزگی بهره جست و هم می توان آن را در راه هدایت به خصوص جوان ها به کار گرفت. یک موسیقی با حفظ دلاوری و سلحشوری سروکار داشته باشد و با همین زبان با انسان گفت و گو کند. دیده اید در میدان های جنگ مارش و سرود نظامی می خوانند و گاهی تأثیر این سرودها و آهنگ ها چه اندازه قوی است که سربازی را که از ترس دشمن از سنگر بیرون نمی آید، وادار می کند علی رقم حملات خصم و بی باکانه به پیش رود و با او به نبرد برخیزد. و نوع دیگری از موسیقی ممکن است با حسّ شهوترانی سروکار داشته باشد و انسان را به سستی، خود را رها نمودن و تسلیم پلیدی ها شدن دعوت نماید.
بوعلی می گوید آهنگ خوش، آن مقدار که حکمت لازم می شمارد و جوهر نفس آدمی را تقویت می کند و قوای باطنی او را تمرکز می بخشد نه آن آهنگی که امور شهوانی را در انسان تحریک می کند.

موسیقی در نگاه درون دینی:
در احکام شرعی آمده است موسیقی متناسب با مجالس لهو لعب یا مطرب حرام است حال تشخیص این گونه موسیقی به عهده کیست؟ به عهده فقط عالمان دین یا مردم متدین؟حرام بودن موسیقی لغو (بیهوده) را از روایات غنا می توان دریافت مصادیق غنا را طرب، لهو و لعب و لغو گفته شده است.
تعریف غنا؛صوت المطرب مع الترجیع - صدای طرب انگیزی که با چهچهه توام باشد. آوازی که از حنجره آدمی بیرون می آید و در گلو چرخانده شود و در شنونده حالت سرور و وجد ایجاد کند و مناسب با مجالس لهو و لعب باشد، جنبه های شهوانی داشته باشد. با لهن احل فسق و گناه باشد و انسان را از یاد خدا دور کند
طرب؛ به حالت سبک وزنی و سبک عقلی می گویند که بر اثر شنیدن آهنگ و آواز در روان و نفس آدمی پدید می آید که او را از حدّ اعتدال خارج می کند که این امر اختصاص به حالت شادی ندارد، بلکه ممکن است از آهنگ های غم و حزن آور حاصل شود.
لهو ؛ به آهنگی که برای مجالس عیاشی، رقص و پایکوبی به کار می رود و متناسب با مجلس فسق و گناه است.
اما بعضی روایات و احکام استفاده موسیقی در مجالس عروسی را مجاز می دانند. پس آیا می توان در مجالس عروسی از موسیقی متناسب، لهو لعب استفاده کرد؟ اما صرف مجلس عروسی موجب حلیت حرام نمی شود و یا موسیقی ای که برای رفع خستگی نواخته شده است را حلال دانسته اند. شاید بتوان گفت از این حکم استفاده شود که اگر موسیقی ای که برای رفع خستگی و کم کردن فشارهای روانی برای انسان نیز استفاده شود (حدود شرعی را رد نکرده باشد) که دارای حلیت باشد. مانند مارش عزا یا مارش جنگ.

موسیقی حرام در کلام دینی :
1- لهو الحدیث : و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله. و از مردم کسی است که سخن بیهوده را می خرد تا بدون هیچ دانشی مردم را از راه خدا گمراه سازد. پس موسیقی غفلت زدا و هدایتگر مفید است.

2- قول زور (دروغ) : وجتنبوا قول الذور. از سخن باطل دوری کنید.
پس موسیقی که فایده مند باشد پسندیده است. مانند استفاده از موسیقی در کلیسا با استفاده از اشعار مذهبی

3- لغو: والذین هم عن اللغو معرضون. و آنان که از کار بیهوده روی گردانند.
دربسیاری روایات معیار شناخت حرمت غنا و عنوان باطل را بر عهده مردم قرار داده تا موسیقی حلال را از حرام تشخیص دهد. لذا اگر موسیقی لهو و لعب و باطل نباشد مشروع است و یا بهتر بگوییم موسیقی بزمی حرام است نه موسیقی رزمی و متعالی.
در این شناخت باید علاوه بر دانش های حوزوی، نیم نگاهی هم به دانش های غیر حوزوی داشت.
از این رهگذر نباید از دخل و تصرف و حضور شیطان در این وادی خطرناک که روایات تأکید فراوان بر آن کرده اند غافل ماند. فارابی، این سینا، خطب الدین شیرازی، شیخ بهایی، ملا فیض کاشانی تخصصی به موضوعات موسیقی پرداخته اند که کتب ایشان از منابع فخیم این موضوعات است. خود این بزرگاران تأکید کرده اند که اغرار در موسیقی باعث کژی وهم و خیال می گردد که عقل در آن جایگاهی ندارد، جایگاه نامشروع است. لذا ایشان موسیقی را جلوه ای از موسیقی آن جهانی تلقی گردید و هنرمند جان خود را در مقام نعمات آسمانی مشاهده می کند و با موسیقی به عهد الست تذکر پیدا کند و موسیقی لهو و لعب را در مقام گناه می داند.

تبصره: آنچه که نیز در زبان دین در حرام بودن مطرح است، لغوی بودن (بیهوده) و مبتذل بودن موسیقی است. ممکن است موسیقی داخلی با همین احکام جزء موسیقی حرام قرار گیرد و موسیقی خارجی حلال باشد و بالعکس. به همین دلیل نمی توان قرآن را با هر کیفیتی قرائت کرد.
فارابی می گوید اشعار لهو برای سرگرمی خوانده می شود و بالتبع الحان متناسب همان اشعار لهوی است و این سبک کردن و حقیر نمودن شأن الحان است که تمامی شرایع و ادیان الهی آن را نهی کردند
امام خمینی می فرماید : از جمله چیزهایی که مغز جوان ها را تخریب می کند موسیقی است.
علامه جعفری: بشر از نظر کمبودی که در معرفت توانایی مواجهه با واقعیت دارد موسیقی را برای تعالی خود تأیید می کند. سپس نام را ضرورت می گذارد، به همین جهت اسلام به موسیقی روی خوش نشان نمی دهد و می خواهد انسانها را در زندگی روحی و طبیعی با خود واقعیت روبرو گرداند. معلوم نیست انسانها به این اندازه که به موسیقی اشتغال نمی ورزیدند و با واقعیت روبرو می گشتند چه اندازه راه ترقی را می پیمودند. علامه جعفری محققان و دانشمندان پر کار و متتبع درباره پدیده موسیقی به حدّ لازم و کافی مطالعه و بررسی پرداخته اند. در نتیجه به دلایل و شواهد قانع کننده ای دست نیافته اند که ضرورت یا شایستگی موسیقی را بدون ضرر روانی اثبات کنند. این حقیقت دلیل آن است که اندیشه و تعقل با تحریکات و تجسمیات موسیقی سازش ندارد.
رهبری می فرمایند؛ مقام معظم رهبری: موسیقی اگر انسان را به بیکاری، ابتذال و بی حیای و واخوردگی از واقعیت زندگی و امثال آنها بکشاند این موسیقی، موسیقی حلال نیست بلکه موسیقی حرام است.بطور کلی ترویج این موسیقی و آلات آن با هدف نظام اسلامی منافات دارد.
این موسیقی لهو لعب در دربار سلاطین برای عیش و نوش های ایشان بود، حال ما می توانیم از این هنر در اهداف متعالی استفاده کنیم. پس هرگاه غنا و سایر آهنگ ها و موسیقی ها مانع از یاد خدا نباشد و انسان را از یاد خدا غافل نکند حرام نیست.

اثرات موسیقی و غنا در روایات:
در روایات نزول مصیبت، مستجاب نشدن دعا، عامل زنا، گمراهی و غفلت از خدا، دوری از رحمت خدا، قساوت قلب، عبد شیطان شدن، بی تفاوتی به ناموس، گرایش به فساد، سوء عاقبت، از بین رفتن حیاء، نزول بلاهای ناگهانی از نتایج این ونوع موسیقی است.
پیامبر اکرم (ص): غنا نردبان زناست. شما را از مزمار و کوبات (آلات موسیقی) نهی می کنم.
امام باقر (ع): غنا از چیزهایی است که خداوند اتش جهنم را برایش قرار داده است.
امام صادق (ع): درباره آنهایی که از لغو و بیهودگی روی گردانند فرمودند: منظور از لغو در آیه غناست. آلات ساز و آواز از عمل شیطان است. از غنا دوری کنید.
نتیجه: پس صوت لهوی و مطرب ، غنا و حرام است

خوانندگی و نوازندگی:
اما نوازندگی با آلات موسیقی یا باآلات مشترک است یا یا با آلات مختص.
آلات مختص؛ به آلاتی که معمولاً در لهو و لعب بکار می روند و منفعت حلالی در بر ندارند.که استعمال آن حران است
آلات مشترک؛ به آلاتی که هم برای منافع مشروع و حلال بکار می روند هم برای منافع نامشروع و حرام.که استعمال آن در منافع حلال اشکالی ندارد در نتیجه ، خوانندگی و نوازندگی موسیقی غنا نیز حرام است

الخلاصه:
در بهشت این لحن ها بشنودم
در موسیقی ، دو مصداق روشن وجود دارد . یک مصداق حرام قطعی ، یک مصداق حلال قطعی ، بین این دو تا هم ، موارد مشتبه است . حرام قطعی ، آن موسیقی است که انسان را ، آدمی را ، از خود بی خود می کند ، از حقایق بی خود می کند ، از خدا بی خود می کند و به شهوات سوق می دهد . این ، از نظر اسلام ، حرام است . موسیقی لهو که می گویند ، از ما هم سئوال می کنند ، ما جواب می دهیم موسیقی لهو حرام است ؛ لهو ، یعنی این . « مایلهی عن الله ،ما یلهی عن ذکرالله » ، آن چیزی که انسان را از حقایق عالم غافل می کند . می برد توی عالم توهمات و خیالات و این ها ، این موسیقی ،یا به شهوات می کشاند ، این موسیقی . یعنی موسیقی یی که وقتی ، برای دختر و پسر جوان یا حتی غیر جوان ، نواخته بشود یا عرضه بشود یا خوانده بشود ، موسیقی حالا صوتی مثلا ً ، اورا بکشاند به ملاهی و مناهی و به فساد و شهوات و از آن نزاهت مطلوب اسلام خارج کند ، این حرام است . این می تواند موسیقی سنتی باشد ، می تواند موسیقی غربی باشد ، می تواند موسیقی محلی باشد . آن موسیقی که این خصوصیات را ندارد ، مثلا فرض بفرمایید ، یک شعر خوش مضمون را ، یک خواننده خوب ، خوش صدا دارد می خواند ، نوازنده هم می نوازد ، آن مضمون شعر ، این خواننده را به سمت حقایق اسلام و حقایق عرفانی و حقایق زندگی – ولو خارج از مسایل عرفانی و الهی – نزدیک می کند این قطعا ًاشکال ندارد ؛ حرام نیست . اسلام می خواهد مارا برگرداند به متن زندگی . غافل شدن و غرق شدن و رفتن توی توهمات و پندارها و گیج شدن از حقایق زندگی ، غافل ماندن را اسلام اصلا ً قبول ندارد ، نمی پسندد . لذاست که آن جور موسیقی حتما ً با مسکرات همراه است این جور موسیقی ، ضد آن است . اصلا ً در دو جهت مقابل است . بیدار کننده است . هوشیار کننده است . « در بهشت ، این لحن ها بشنودم» . در بهشت این ها را شنیده ام ، حالا هم که می شنوم، احساس شوق می کنم . .

سیدغلامحسن خاکزاد شاهاندشتی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید