آخوندى كه نقد فيلم مى‏نوشت

2710.jpgدر زمان حيات آيت‏الله شهيد مرتضى مطهرى فيلمى ساخته شد به نام «محلل»؛ فيلمى كه صريح و آشكار موازين شرعى را دستمايه طنز و تمسخر قرار داده بود. علامه مطهرى نه حكم تكفير فيلمساز را صادر كرد و نه نيروهاى مذهبى را عليه فيلم و كارگردان شوراند؛ كما اينكه اگر چنين مى‏كرد كسى بر او خرده نمى‏گرفت. فضاى ضدرژيم سال‏هاى قبل از انقلاب مى‏توانست توجيه خوبى براى عمل انقلابى آقاى مطهرى باشد. اما ايشان نه تنها چنين نكرد، بلكه نقدى منصفانه، مستدل و منطقى درباره فيلم نوشت. يادداشتش را هم در نشريات انقلابى و مذهبى چاپ نكرد. به نشريه «زن روز» سپرد! لازم به توضيح نيست كه آن نشريه در سال‏هاى قبل از انقلاب با چه شكل و شمايلى منتشر مى‏شد و روى جلدش مزين به چه تصاويرى بود! ممكن است بگوييد شرايط قبل و بعد از انقلاب كاملًا با هم متفاوت است. حرفتان را مى‏پذيرم. البته بنده غيب‏دان و پيشگو نيستم و نمى‏توانم بگويم ايشان اگر در قيد حيات بودند در چنين مواقعى چه واكنشى نشان مى‏دادند. اما به ضرس قاطع مى‏توان گفت حتى اگر به تقبيح فيلمى مى‏پرداخت، حتماً قبل از آن فيلم را مى‏ديد. يعنى اگر قضاوتى هم درباره فيلم مى‏كرد، آن قضاوت بر اساس درك و دريافت شخص ايشان بود؛ نه تحت تأثير دريافت ديگران. متأسفانه اين روزها برخى كسانى‏كه به‏حق يا ناحق به فيلم و فيلمسازى مى‏تازند، تنها به شنيده‏ها اكتفا مى‏كنند و زحمت يك ساعت و نيم ديدن آن فيلم را هم بر خود هموار نمى‏كنند! آقا اميرالمومنين على (ع) مى‏فرمايد: ميان حق و باطل چهار انگشت فاصله است. هنگامى‏كه شخصى از مراد و منظورشان پرسيد، حضرت چهار انگشت مباركشان را ميان گوش و چشم گذاشت و فرمود: باطل يعنى اينكه بگويى شنيدم و حق يعنى اينكه بگويى ديدم. آن وقت با وجود چنين سخن صريح و روشنى، بزرگوارى پس از آنكه بدترين اتهام‏هاى موجود را متوجه يك كارگردان بخت‏برگشته مى‏كند با اعتماد به نفس كامل مى‏گويد: «البته من فيلم را نديدم، شنيدم كه چنين مى‏گويند و چنان»!! آيا واعظ محترم سخن مولاى متقيان را نشنيده است؟! اگر رجوع به ساحت قدس ايزديان و آسمانيان دشوار است وگاه حتى مى‏توان گفت محال، از آموزگاران نخستين انقلاب و نظام كه مى‏توان آموخت. معلم شهيد شيخ مرتضى مطهرى در پاسخ به احمد شاملو كه سعى كرده بود از حافظ شيرازى چهره‏اى لائيك و ضدمذهب ترسيم كند، «تماشاگه راز» را عرضه كرد و در قالب سخنرانى و نقد و كتاب در مقام پاسخگويى برآمد. كدام يك از مدعيان امروزين پيروى از آن بزرگوار در مقابل آنچه آن را تهاجم فرهنگى مى‏نامند به چنين رفتارهايى متوسل شده‏اند؟! من فقط از شيوه حسنه‏اى سخن مى‏گويم كه اين روزها منسوخ شده است؛ شيوه‏اى كه بيش از همه توسط مدعيان دين‏مدارى و ارزش‏مدارى ناديده گرفته مى‏شود. اين روزها جامعه ما بيش از هر وقت ديگرى نيازمند متفكران شجاع، شريف و منصفى است كه بدون حب و بغض درباره فرهنگ و هنر و ادب و سياست و اخلاق سخن بگويند و بار ديگر ياد و خاطره بزرگوارانى همچون علامه شهيد مرتضى مطهرى را در ذهن و ضمير ما زنده نگه دارند.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
کپچا تصویری
کارکترهایی که در تصویر نمایش داده میشوند را وارد کنید